تبليغاتX
تنها........

behrooz2afm

بهروز

behrooz2afm

http://behrooz2afm.blogfa.com

تنها........

تنها........

تنها........

تنها........

تنها........
شب سرد
 

شب سردی است و من افسرده

راه دوری است و پايي خسته

تيرگی هست و چراغی مرده

می کنم تنها از جاده عبور

دور ماندند زمن آدمها

سايه ای از سر ديوار گذشت

غمی افزود مرا بر غمها

فکر تاريکی و اين ويرانی

بی خبر آمد تا با دل من

قصه ها ساز کند پنهانی

نيست رنگی که بگويد با من

اندکی صبر سحر نزديک است

هر دم اين بانگ بر آرم از دل

وای اين شب چقدر تاريک است

خنده ای کو که به دل انگيزم

قطره ای ک

|+| نوشته شده توسط بهروز در چهارشنبه هفدهم مهر 1387 و ساعت 9:20 |
جاي او باز هم خالي بود ...


 

گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست

بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست

گفتم كه كمي صبر كن و گوش به من كن

گفتي كه نه، بايد بروم حوصله اي نيست

پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف

تو رفتي ودگر اثر از چلچله اي نيست

گفتي كه كمي فكر خودم باشم و آن وقت

جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست

رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت

بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست





دیشب باز هم برای دیدن چشمانت ، چشمانم بارانی شد .

پشت پنجره باز هم منتظر به دیدنت ، خیالم بارانی شد .

آسمان چشمانم باز هم از فراقت طوفاني ش





چشم هاي آسمان را به ياري گرفتم و جاي پاي او

را روي همان شن هاي قديمي با نورش تزيين كردم

. دستمال سپيدم را كه از اشك هاي شبانه ام پر بود

آرام به صورت مهتاب كشيدم . باز هم آسمان ، شب

، مهتاب ، ستاره ، بر سر سفره ، ميهمان بودند اما





جاي او باز هم خالي بود ...

مي گوييم عاشق بارانيم ، اما بر سر خود

چتر مي گيريم مي گوييم زنده به يارانيم ،

اما پس از او به ديگري دل مي نهيم . من عاشق اويم

، زمان را بي او نمي خواهم ، دنيا را بي او نمي خواهم ،

زندگي را بي او نمي خواهم و عاشقي را در او مي جويم


|+| نوشته شده توسط بهروز در چهارشنبه هفدهم مهر 1387 و ساعت 9:18 |

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ